از جنونی تا جنونی دیگر

از این یأس تا آن یأس

از این اندوه تا آن اندوه

از این جنون تا آن جنون

از این واژه تا آن واژه

از این شعر تا شعری دیگر

زنی در بحبوحه‌ی میانسالی

با موهای کوتاه و ریشه‌های موی جوگندمی شبانه‌روز می‌خواند،

شبانه‌روز می‌رقصد.

زنی که برای رنج‌ها و دل‌شکستگی‌هایش، مادر است و

برای رویا‌ها و خیال‌هایش،

دلداده‌ای غمگین و

برای امیدهایش، کودکی نوباوه!

 

زنی که چشم‌هایش

دو ستاره‌یِ امیدِ تابناک‌اند

همچون فانوسک‌هایی در دلِ دریایِ سیاهِ شب!

زنی که ستاره‌ها را، شب را

به ظلمت درون خویش می‌کشاند

تا دوست داشتن را

جانی دوباره ببخشد.

او که

از این یأس تا یأسی دیگر

از این اندوه تا اندوهی دیگر

از این جنون تا جنونی دیگر

از این واژه تا واژه‌ی “تو”

می‌خواند و می‌رقصد و می‌رقصد.

زنی که از “تو”  تا “تو”

بوسه‌ای می‌شود به رنگ غروب

آغوشی می‌شود به وسعت دلتنگی

و قطره شبنمی نشسته بر گلِ نیلوفری

در مردمک‌ چشم‌های سنجاقکی

در غروبی دلتنگ!

اما

همچنان می‌‌خواند و می‌رقصد و

می‌رقصد!

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *