یازدهمین حسِ عجیبِ بی‌نام

پزشک‌ها از ده احساس جالب می‌گویند که اسمشان را نمی‌دانیم. حس‌هایی چنان پیچیده و عجیب که ممکن است در زبان ما اسمی برایشان تعریف نشده باشد.

دارم فکر می‌کنم حس یازدهمی هم باید برای ما ایرانی‌ها در این برهه‌ی زمانی نامگذاری شود که پارادوکسیکال‌ترین حس و حالِ ممکن را در بر بگیرد. ترکیبی از غم و شادی، امید و ناامیدی، دلخوشی و دلتنگی، آرامش و اضطراب و…

هم خوشحالی که بالاخره درست شد، هم غمگینی که چرا باید اینطور می‌شد؟ هم امیدواری که روزهای خوبی در پیش هستند، امید به ساختن داری و هم مضطربی و “نکنه این‌…نکنه اون” سراغت می‌آیند.

 

خودت هم نمی‌دانی دقیقا چه مرگت است! مضطربی؟ هیجانزده‌ای؟ شاید هم همه‌ی این حس‌ها را با هم داری، شاید هم هیچ‌کدام‌شان را نداری. حس و حالت را درک نمی‌کنی. حس سردرگمی داری، حس گیجی، حس معلق بودن، درست مثل چتر بازی وسط آسمان!

 

حسی که مربوط به ما خاورمیانه‌ای‌ها و این روزها بخصوص ما ایرانی‌ها می‌شود، که با هزار بیم و امید، هر روز تکه‌ای از وجودمان را راهی دیار غربت می‌کنیم.

ولی نهایتا امید است که چرخِ دنیا را می‌گرداند.

پس به امید روزهای بهتر.

 

عکاس: ناشناس

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *