گَرد سکوت

گَرد سکوت را
طوری می‌پاشی
که صدای پای مورچه‌ها
بی‌خوابم می‌کند
و با غلتیدن دانه‌های شن روی همدیگر
کلافه‌ می‌شوم
آنقدر که دلم سخت می‌خواهد
خاک درون حفره‌های چشم‌،
جمجمه و قفسه‌ی سینه ام را
در بیاورم و بیرون بریزم
حرف بزن
نگران نباش
من بیشتر از این نمی‌میرم!

٭سکوت که می‌کنی
همه‌ی صداها
پرستوهایی می‌شوند مهاجر.

ای عشق!

مرا ببوس
بگذار لب‌هایمان
سکوت‌شان را بشکنند.

٭سکوت میکنی
و سکوتت غوغایی به پا می‌کند!

عکس: marsiame@

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *