کاریکلماتور

٭آنقدر حرف‌هایمان را خوردیم
که دل درد گرفتیم!

٭راننده‌ی تاکسی بقیه‌ی پولم را خورد.
شاید برای همین آنقدر چاق بود!

٭کاش لااقل شکست خوردنی نبود! شاید نوشیدنی‌اش بهتر بود.

٭نماینده‌ی شرکت سنی، همین دیروز تغیر مذهب داد.

٭حق السکوت

تنها حقی بود که به ما دادند!

٭از بی‌خوابی
دست و پاهایش هم دیگر خواب نمی‌روند.

٭دست کشیده بود از همه چیز
حتی از دست کشیدن!

٭یک دست داشت
یک دست کت و شلوار سرمه‌ای و
کلاهی
یک دست با کلاه‌ همکارهایش خرید
اما آنها هم‌دست نشدند با او
برای اعتصاب!

٭چشم دوخته بودند

ماهی‌های کاغذ دیواری
به تنگ بلوری روی میز!

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *