و صبحی دیگر

پذیرش

یعنی جسارت عمیق دیدن و تجربه کردن چیزی که نمی‌خواهم اینجا باشد، اما می‌دانم که هست.

 

پذیرش

نه فرار، نه روبرگرداندن

نه مقاومت و جنگیدن، نه انفعال

و نه شکایت کردن است.

 

پذیرش

جسارت روبرو شدن،

ماندن و در آغوش کشیدن است.

و آسودگی اینجاست.

 

چند وقت پیش داشتم پُستی اینستاگرامی می‌خواندم که مطالب بالا را نوشته بود. همان لحظه پیامی آمد که بالای صفحه نمایش داده شد، با این مضمون که:

((چه کنم شهلا؟

واقعا نمیدانم.

فقط کاش هر چی که هست زودتر مشخص شه.))

و من مستاصل‌تر از آن بودم که بگویم چه باید کرد. و شرایط بغرنج‌تر از آن بود که از دست کسی کاری بربیاید. نوشتم:

به خدا توکل کن. 

 

 

عکس:

صبحی دیگر

و یک قدم نزدیک‌تر

به مرگ…

 

این معجزه را

خیلی‌ها دیده‌اند که الان میان‌مان نیستند و

روزی هم دیگران می‌بینند که ما نخواهیم بود.

ولی زندگی ادامه دارد…

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *