همسفران

امروز پاراگرافی از بوکوفسکی دیدم در پست اینستاگرامی که خیلی نظرم را جلب کرد.

(( رابطه‌ی بین انسان‌ها عجیب است. منظورم این است که برای مدتی با آنها هستی، با آنها می‌خوری، با آنها می‌خوابی، زندگی می‌کنی، دوست‌شان داری، صحبت می‌کنی، می‌گردی و بعد همه چیز متوقف می‌شود.))

 

هیچ‌ چیز مادی‌ای آنقدر با ارزش نیست که به خاطر آن رابطه‌ای از بین برود ولی همه‌ی آدم‌ها مثل هم فکر نمی‌کنند…

آنها می‌توانند به “دوستی” خیانت کنند، به “خاطرات” خیانت کنند، به “تو و خودشان” خیانت کنند، حتی می‌توانند خیلی چیزها را با خودشان ببرند، اما هرگز اجازه نده اعتمادت را به یغما ببرند. اعتماد به دوستی، خوبی، مهربانی، عشق و… 

 

آنها نمی‌دانند، آنچه بدست آورده، بُرده‌ و می‌بَرند در برابر آنچه قرار بود نصیب‌شان شود، چون قطره‌ای‌ست در برابر دریا،

یا دریایی در برابر اقیانوس!

 

دوستی که بارَش را از پُل می‌گذراند و پُل‌های پشتِ سرش را خراب می‌کند، بدجور باخته است. چرا که همیشه در حسرت تک تک لحظه‌های آن دوستی خواهد بود.

 

او نمی‌داند که مسیرِ زندگی فقط یک پُل ندارد! دنیا به تعداد آدم‌ها و بینش آنها مسیر برای پیمودن، کشف و شهود دارد.

 

اینجور مواقع باید برای آنها که از قطارِ زندگی‌ات پیاده می‌شوند، از پشت شیشه دست تکان بدهی. و به راهت ادامه دهی.

و نگذاری تجربه‌ای تلخ، نِگَرشت را عوض کند. تو با شوقی بیشتر به سمت ناشناخته‌تر برو. بیشتر دوست داشته باش، مهربان‌تر باش و لذت ببر.

 

دوستی،

کهکشان پر ستاره‌ای‌ست

که هر کس به اندازه‌ی ظرفیتِ درونی‌اش

از آن خواهد چید.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *