نهالِ سپیدارم

سند نهالِ سپیدار  با شماره پلاک ٩٢٧٣١ که به نامم زده شده بود، امروز صبح به دستم رسید.

 

آنقدر لذت‌بخش بود دیدن اسمم با خطی زیبا وصل شده به شاخه‌ی نهالی در روستایی دور که چشم‌هام خیس شد.

 

زیباترین، زیباترین و زیباترین سندیه که تا به حال دیدم. اولین جمله‌ای که به دوستم گفتم این بود: ((خوبه قبل از مرگم اسمم رو یه جای زیبا، دوست داشتنی و پرمفهوم دیدم!))

 

در کنار لطفی که داشت و آرزوهای قشنگی که برام نوشت، گفت:

یادگاری که در این گنبد دوار بماند.

 

و دارم به یادگار زیبایی که من و فاطمه در روستایی دور به جا گذاشتیم فکر می‌کنم. ما برای آن نهال‌های زیبا و آن روستای دوست داشتنی که دیگر حتی با روستای بغل دستی‌اش برایمان متفاوت است، چه‌ها در چنته داریم و آن‌ نهال‌ها که به نام خانواده‌ی کوچکم زده شده‌اند، چه‌ ره‌آوردی برای ما خواهند داشت.

 

و من شازده کوچولویی شدم

که با نهالِ سپیداری در دلِ روستای سرعین اهلی شدم!

 

 

ممنون دوست نازنینم و

همیشه همراهم

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *