نجاتِ یک مفهوم

گاهی که همه چی از دست می‌ره، تنها کاری که می‌تونی بکنی اینه که یه “مفهوم” رو نجات بدی.

 

گاهی یه نفر از بس خوبه که حاضری دل خودت بشکنه، دل اون نه.

 

گاهی که باخت سختی دادی، پات رو از زمینِ بازی می‌کشی بیرون که عزیزِ دیگه‌ای بازیش رو ادامه بده، به هر حال یه شانسه براش. حتی اگه اون عزیز باخت، دیگه از چشم تو نمی‌بینه.

 

گاهی هم هر چقدر دردناک باید رها کنی، چون فکر می‌کنی دیگه توان نداری، اون اصل بقایِ لعنتی نمی‌تونه دیگه تحمل کنه.

 

و تو هر کدوم از این گاهی‌ها هم مفهومی، ارزشی نهفته‌ست.

و تو تصمیم می‌گیری پای همه‌ی این مفاهیم بمانی حتی اگه سخت، خیلی سخت.

 

 

تصویر:

اولین باره قابِ شبِ تهران

از پنجره‌ی خونه‌م رو اینقدر زیبا می‌بینم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *