من و نوشتن ٢

نوشتن، امید به احیای معنای از دست رفته است. ((موریس بلانشو))

 

این جمله را که دیدم، به این فکر کردم نوشتن برای من چه معنایی دارد؟

نوشتن برای من مثل رقصیدن با واژه‌هاست.

نوشتن مُسکنی بی‌خطر است. البته که نوشته‌ی بدون افشاگری ارزشی ندارد و نوشته‌ای افشاگرانه هم خطرات اجتماعی خودش را دارد. باید بر لبه‌ی باریک تیغ چنان حرفه‌ای راه رفت که از عهده‌اش برآمد. نوشتن جمله‌ی بالا چیزی شبیه جمله‌ی “کبریت بی‌خطر” روی کبریت‌های قدیمی‌ست. چرا که نوشتن مُسکنی‌ست گاه موقت، گاه دائمی همیشه همراه با عوارض جانبی. گاه چون عمل جراحی‌ست با عوارضی به مراتب بیشتر اما ضروری.

نوشتن پیوند ما را با آنچه دوست داشتیم و داریم نگه می‌دارد. شاید بیشتر نیاز روحی به پیوند با از دست رفته‌ها، گم شده‌ها را رفع می‌کند.

نوشتن، حتی رمانتیک‌ترین نوشته‌، نوعی اعتراض است، شاید مَدنی‌ترین و مدرن‌ترین نوع اعتراض به هستی! بیان نوعی نارضایتی از چیدمان خلقت.

نوشتن خلق کردن است، رویاپردازی‌ست، خلاق بودن است. متفاوت بودن است، خود بودن است، حتی پذیرفتن خود، افکار و دیدگاه‌هایت با توجه به آنچه از سر گذرانده‌ای، بی‌توجه به نظر دیگران.

نوشتن مبارزه‌ای علیه نابودی و مرگ است، جاودان بودن است. ابدی شدن است.

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *