معجزه‌ی عشق

پروژه‌ای در دست داشتم که بخش اولش طی ده روز باید نوشته و تحویل داده می‌شد.

انجام این پروژه بیشتر به معجزه شبیه بود چرا که این داستان در روزهایی عجیب، سخت و شلوغ نوشته شد. روزهایی که حتی اگر می‌خواستم داستان خودم را بنویسم، دو خطش را هم نمی‌توانستم بنویسم.

همه می‌دانیم حس تعهد کاری، عاملی پیش برنده است همیشه. اما در تمام مراحل کار نیرویی خیلی پیش‌برنده‌تر را احساس می‌کردم.

گویی در کنار همراهی تک تک عزیزان درگیر این پروژه، نیرویی اصیل و پاک و عشقی خالص در ابعاد مختلف شخصیت‌ها نهفته بود، که کار را به شکلی معجزه‌آسا پیش می‌برد.

 

عکس: حمیدرضا امیری

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *