فریادِ من، بی‌صداتر از سکوت است!

هر بار به آینه نگاه می‌کنم

تو را می‌بینم

که دست به میله‌هایِ مردمک چشم‌هایم گرفته‌ای و

به جامِ سکوتِ شکسته

در دست‌هایم زل زده‌ای!

نترس

فریادِ من، بی‌صداتر از سکوت است و

تنها صدای خُرد شدن استخوان‌هایم را

خواهی شنید

که سمفونی‌ست از

تمام حرف‌های فرو خورده

تمام اتفاق‌های نیفتاده

تمام اگرها و شاید‌ها و بایدها و ای کاش‌ها…

 

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *