عاشقانه دل به مسیر سپردن

مانده‌ام چطور به اینجا رسیده‌ام؟

چطور برای بدست آوردن یا نگه داشتن شرایطی در زندگی خانوادگی‌ام، ذره ذره خودم را و آرزوهایم را از دست داده‌ام؟

مانده‌ام حیران که چطور آنقدر میان بد و بدتر انتخاب کرده‌ام که الان در چنین شرایطی هستم؟

البته که محیط، امکانات و خیلی عوامل دیگر در انتخاب‌هایم تاثیر داشته‌اند. از طرفی هزار بار دیگر هم به چند بزنگاه زندگی‌ام در گذشته برگردم همان مسیر که آمده‌ام را انتخاب خواهم کرد، که منطقی‌ترین و درست‌ترین مسیرها بوده‌اند. اما شرایط کنونی‌ام نتیجه‌ی همان انتخاب‌هاست! پس یک جای کار می‌لنگد.

تراژدی دردناک‌تر این است که هنوز هم دارم همان راه را می‌روم. هنوز هم دارم تن به تغییرات بزرگ و مبهمی می‌دهم برای زندگی‌مان که قطعا خیلی از دستاوردهای همین مدت کوتاهم را هم از من خواهم گرفت.

ولی همچنان معتقدم لازم هستند و ما را به پله‌ای بالاتر خواهند رساند. و همچنان معتقدم دری باز خواهد شد، دری که ارزش اینهمه دویدن و از دست دادن را خواهد داشت. البته که قرار نیست پشت آن در دستاورد خاصی برای شخصِ من باشد، پشت آن در من هستم در کنار خانواده‌ام در شرایطی متفاوت‌تر. خانواده‌ای که بی‌شک از ارزشمندترین‌های زندگی‌ام هستند.

پشت آن در خودم هستم، خودی قوی، باتجربه که شاید دیر به خیلی چیزها رسیده یا حتی هرگز نرسیده اما زندگی نزیسته‌اش را در همین مدت کوتاه بیشتر از قبل زیسته، ریسک کرده، به خودش اجازه‌ی اشتباه کردن داده، بهای اشتباهاتش را پرداخته، مسئولیتشان را پذیرفته و خلاصه اینکه شاید برای خیلی کارها دیر شده باشد اما برای درست زندگی کردن و حسابی زخم و زیلی شدن همیشه وقت هست. باید احتیاط را رها کرد و جلو رفت.

گویی باید به حسم اعتماد کنم، قدم دیگر و بلندتری بردارم و دل به مسیر بسپارم که عاشقانه دل به مسیر سپردن، خود دستاورد است و از کجا معلوم که سوپرازهایی هم در مسیر نصیب شخصِ من نشود.

اما همچنان این مسئله در ذهنم هست که کاش می‌شد کمی بیشتر هوای دلِ خودمان را داشته باشیم، کمی بیشتر رویاهای شخصی‌مان را دنبال کنیم، کمی بیشتر به فردیت‌مان بها بدهیم. و آنجاست که این سوال پیش می‌آید اگر هیچ محدودیت مالی، سنی، جنسیتی، زمانی و… نداشته باشی چه کاری انجام می‌دهی؟ چه کاری هست که می‌توانی تمام سختی‌هاش را به جان بخری، برایش بجنگی، وقت بدزدی، در اوج خستگی، بیماری، درد و غم همچنان انجامش بدهی، برایش بها بدهی، زندگی‌ات را به پایش بریزی؟ اگر چنین فعالیتی در زندگی‌ات داری، در مسیر درست داری پیش می‌روی، در مسیر هستی و باید رضایت از بودن در مسیر را در خودت بوجود بیاوری که مسیر، رسیدن است و جاده، مقصد!

بالاخره روزی شعله‌ی رضایت خودبه‌خود درونت روشن می‌شود.

عکاس ناشناس

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *