شعر آواز، آدرین‌ریچ

می‌پرسی تنهایم؟

بسیار خب، بله تنها هستم

مثل هواپیمایی که تنها به‌ خط مستقیم

براساس علائم رادیویی

در میان کوه‌های راکی پیش می‌رود

به دنبال مسیر فرود آبی

بر فرودگاهی در دل اقیانوس.

می‌خواهی بپرسی تنها هستم؟

خب، بله هستم، تنها

مثل زنی که سراسر کشور را پشت فرمان طی می‌کند هر روز

و پشت سر می‌گذارد

کیلومترها پس از کیلومترها

شهرهای کوچکی را که می‌توانست در آنها بماند

در آنها زندگی کند، در آنها بمیرد، تنها

اگر تنها هستم

تنهایی من باید تنهایی کسی باشد

که پیش از همه از خواب برمی‌خیزد

پیش از همه هوای سرد صبح این شهر را نفس می‌کشد

تنها کسی که بیدار است در خانه‌ا‌ی غرق خواب

اگر تنها هستم

تنهایی‌ام را قایق مانده در ساحل دریاچه‌ی یخ بسته

در آخرین نور سرخ سال

می‌فهمد، که می‌داند

نه یخ نه گِل، نه نور زمستانی

فقط چوب است که در خود دارد موهبت سوختن را.

آدرین‌ریچ

 

ترجمه: آزاده کامیار

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *