شعری از نادر نادرپور

شعری‌ست در دلم
شعری که لفظ نیست، هوس نیست، ناله نیست
شعری که آتش است
شعری که می‌گدازد و می‌سوزدم مدام
شعری که کینه است و خروش است و انتقام
شعری که آشنا ننماید به هیچ گوش
شعری که بستگی نپذیرد به هیج نام
شعری‌ست در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
می‌خواهمش سرود و نمی‌خواهمش سرود
شعری که چون نگاه، نگنجد به قالبی
شعری که چون سکوت، فرو مانده بر لبی
شعری که شوق زندگی و بیم مردن است
شعری که نعره است و نهیب است و شیون است
شعری که چون غرور، بلند است و سرکش است
شعری که آتش است
شعری‌ست در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
شعری از آنچه هست
شعری از آنچه بود

نادر نادرپور

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *