درخت خرمالو

به انتها رسیده بودم
چون کوچه‌ای بن بست
که در آن گنجشک‌ها پرواز را طرح می‌زدند
در ذهن آبیِ آسمان

نگاهم اما
درخت پُر بار و بی‌برگی را چید
که خرمالوهایش را به آرامی
گذرانده بود از بالای حصار
تا با کوچه قسمت کند
رهایی را.

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *