رُز برفی

هر بار به این عکس نگاه می‌کنم لبخندی روی لبم می‌نشیند.

فکر می‌کنم این دو دوستِ عزیز چقدر با ذوق بوده‌اند که گل رُزی برفی درست کرده‌اند.

فکر می‌کنم چقدر لذت برده‌اند از اثر هنری‌شان، وقتی ما که از دور دستی به برف نرسانده‌ایم، داریم اینقدر کِیف می‌کنیم!

فکر می‌کنم لازم نیست هنر همیشه از زخمی برآمده باشد تا با زیبایی‌اش ضربه فنی‌مان کند.

 

دیروز از راه نرسیده درگیر آزمونی شدم و تا همین دو ساعت پیش که فهمیدم، می‌توانم آن را عقب بندازم، درگیرش بودم. مطالعه‌ی فشرده خسته‌ام کرده بود و دیدن این عکس ذهنم را آرام کرد.

هنوز بخش‌هایی از مباحث مانده. بعد از کمی استراحت دوباره باید سراغش بروم و تمامش کنم.

ساک‌ و وسایل سفر هنوز توی هال هستند. برای شب یلدا هم هنوز هیچ تدارکی ندیده‌ام…

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *