رویاهای زخمی

١.گاهی سهم تو نیست

حتی از دور!

٭گاهی از دست دادن

تنها راهِ نگه‌داشتن است‌!

٢.سایه‌ام

مرا به سمت زمین می‌کشد
بال‌هایم به سمت تو!

چگونه به زمین برگردم

بی تو ای آزادی؟

٣.نیمه پُر لیوان من بودم
نیمه‌ی خالی اما

تو بودی

در آغوش رویاهای زخمی‌ام!

٤.تنها سایه‌ی امن رویاست
که سراغ تو را می‌گیرد و
در این تکاپوی تکراری
ماه را هر شب به آبِ حوض می‌اندازد.
دیشب اما
هوا سرد بود و حوض خالی.
و ماه مست از آمدن.
صدای فریادش را شنیدی؟
نورهای ریخته بر کف حوض را دیدی؟
حوض هاونی شده بود

پر از پراشه‌های نور!

 

 

٭تصویری از فیلم میان ستاره‌ای

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *