دور تسلسل فکر و خیال

دور تسلسل فکر و خیال‌

خسته‌ام کرده

دلم می‌خواهد بخوابم،

یا این روزها زودتر بگذرند.

انگار تازه اثر داروی بی‌حسی از بین رفته و من در برابر حجم بزرگی از  درد خلاء سلاح شده‌ام.

گویی در باتلاقی افتاده‌ام که هرچه بیشتر دست و پا می‌زنم بیشتر فرو می‌روم. می‌دانی باتلاق گذشته از وحشتناک‌ترین باتلاق‌هاست.

باید بیرون آمد از آن هر چه زودتر. هر چند می‌دانم زمان لازم دارم به شدت.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *