دلتنگی

 

دلتنگی

هدیه‌ی اون آدماییه

که دوسشون داری ولی دوری ازشون…

جامِ شوکرانیه

که آروم آروم کارت رو می‌سازه…

دردِ قشنگیه

که درمانش، گاهی فقط مرگه

مرگی با موهای پریشون سیاه

که دستاش رو می‌گیری و

تا خود صبح باهاش می‌رقصی.

درست تا زمانی

که دستات رو تو دستای روز می‌ذاره و

به یک باره ناپدید می‌شه.

بعضی‌ها می‌گویند:

((دلتنگی، بهای عشق است.))

بعضی‌ها می‌گویند:

((تنهایی، بهای عشق است.))

به نظر می‌رسد عشق همچون گردبادی، درختِ لحظه را از جا می‌کَنَد و با خود به دوردست‌ها می‌برد و آنچه بر جا می‌ماند، باغی طوفان زده‌ است که لایه‌ای از گردِ حسرت، غم، دلتنگی و تنهایی روی آن نشسته است.

از طرفی عشق “لحظه‌ی اکنون” را می‌سوزاند؟

و تو را میان گذشته و آینده معلق نگه می‌دارد.

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *