در ستایش نرسیدن

((گاهی نرسیدن هم

می‌تواند مقصدی زیبا باشد.))

 

جمله‌ای از عزیزی که “نرسیدن” را به من یاد داد.

هیچ غنچه‌ای با دست باز نمی‌شود، هیچ کرم ابریشمی بدون تلاش برای پاره کردن پیله به پرواز در نمی‌آید.

 

عجیبه که ما به میوه‌ها فرصت رسیدن می‌دهیم، حتی خورشت قورمه سبزی را هم می‌گذاریم حسابی جا بیفتد، اما پای روابط، کار و علایق‌ِ خودمان پیش می‌آید، فقط می‌خواهیم برسیم، دیده شویم، خوانده و شنیده شویم.

 

و چه استعدادها که با این عجله به باد نمی‌رود و چه انرژی‌ها که هدر.

و چه افرادی که زیرِ فشارِ کمال‌گرایی، ایده‌آل‌نگری، استرس و فشارهای جسمی و روحی خرد نمی‌شوند.

امسال می‌خواهم برای هیچ رسیدنی عجله نکنم، نَدوم، بی‌قرار نباشم. می‌خواهم از مسیر و منظره‌ها لذت ببرم حتی اگر در مسیر کوهنوردی به قله‌ نرسم یا نرسیده به مقصد، برگردم!

 

اما هنوز نیز زیبایی دویدن

از زیبایی رسیدن 

زیباتر است. 

((کمال رفعت صفایی))

 

عکس را چند روز پیش گرفتم.

سبزه‌های روییده میانِ تَرَک‌‌های آسفالتِ پیست هم زیباییِ خیره‌کننده‌ای داشتند،

گویی نورهایی تابیده از دلِ زخم‌ها.

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *