در باغچه گلی پرپر شد

((در باغچه‌ گلی پژمرد.

درد به ساقه رسید.
ریشه به خود لرزید.
نسیمی وزید و
نوازش کرد گلبرگ‌ها را…))

درختِ گیلاس

شاخه به شاخه سایید
شیره‌ای چون اشک از ساقه‌اش جوشید و
ادامه داد قصه را:
((داشتم می‌گفتم
در باغچه گلی پژمرد.

درد به ساقه رسید.

ریشه به خود لرزید…))

 

شکوفه‌ را دید

که به خوابی ناز خرامید!

سپس به گلی اندیشید

که در باغچه همین دیروز

به مرزی ابدی رسید

شاید هم به خود ویرانگری‌ عجیب!

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *