و مرگ، تنها نفس نکشیدن نیست…حسین پناهی و…

٭و ما زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد. با عصیان بزرگی که درونمان است. و تنها چیزی که گرممان می‌کند، آتش مقدس امیدواری است

(ناظم حکمت)

٭که ما همچنان می‌نویسیم

که ما همچنان در اینجا مانده‌ایم

مثل درخت که مانده است

مثل گرسنگی که اینجا مانده است

مثل سنگ‌ها که مانده‌اند

مثل درد که مانده است

مثل زخم

مثل شعر

مثل دوست داشتن

مثل پرنده

مثل فکر

مثل آرزوی آزادی

و مثل هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد…

(ممد مختاری)

٭و مرگ مردن نیست

و مرگ، تنها نفس نکشیدن نیست

من مردگان بیشماری را دیده‌ام

که راه میرفتند

سیگار می‌کشیدند

و خیس از باران

انتظار و تنهایی را درک می‌کردند

شعر می‌خواندند

می‌گریستند

قرض می‌دادند

قرض می‌گرفتند

می‌خندیدند

و گریه می‌کردند…

(حسین پناهی)

٭بعضی چیزها را نمی‌توان درمان کرد، فقط باید آنها را به دوش کشید.

(مگان دیواین)

٭در یک زمانه‌ی بد، سخت می‌شود خوب زندگی کرد.

(تئودور آدورنو)

٭ما را از مرگ می‌ترسانند، انگار که ما زنده‌ایم.

(احمد شاملو)

٭در زمانی که بر خاک غلطید

از تگرگ سحرگاهی

آن برگ،

زیر لب،

تند،

با باد می‌گفت:

زنده بادا زندگانی!

مرگ بر مرگ!

مرگ بر مرگ!

(محمدرضا شفیعی کدکنی)

٭نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

غمی در استخوانم می‌گدازد.

(هوشنگ ابتهاج)

٭نمی‌توانم حرف بزنم

که اگر حرف بزنم در اشک‌هایم غرق خواهم شد

می‌دانم،

می‌شنوم،

می‌بینم،

اما نمی‌توانم چیزی بگویم…

(ایلهان ایرم)

٭بی‌حس‌شدگان را چه غم از خنجرِ بعدی…

(حسین جنتی)

٭این همه مرگ

این همه پاییز

از طاقت ما بیرون است.

(احمدرضا احمدی)

٭از فردیت خود دفاع کنید

هسته‌ی آزادی در آنجا نهفته است

آزادی وظیفه است

آزادی پیش از آنکه حق باشد

وظیفه است.

(اوریانا فالاچی)

٭و ما رویایی بیشتر از زندگی،

که شبیه زندگی باشد، نداشته‌ایم.

(محمود درویش)

٭آدم‌ها دو جور ناراحتن

یا غم دارن، یا خیلی غم دارن

الان ما حالت دومیم.

(صفحه‌ی موج استوری)

٭آنقدر عزا بر سر ما ریخته‌اند

که فرصت زاری کردن نداریم.

(هوشنگ گلشیری)

٭مهربون باشید

همه‌ی آدم‌ها در حال جنگیدن با چیزی هستند

که شما از اون خبر ندارید.

(ناشناس)

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *