جشنِ موریانه‌ها

رفیق نیمه راه نباش.

دست‌هایت را به من بده.
ای درد!

پوسیدنِ انگشت‌هایی

که خطوطِ دست‌های معشوق را پیموده
لبی که بر لب‌هایش آرمیده
چشمی که نگاهش را چشیده
گوشی که نُت‌های صدایش را بلعیده
نمی‌تواند بدونِ درد باشد!

دست‌هایت را به من بده
روی خاک یا کمی پایین‌تر

توفیری ندارد.

 

دست‌هایت را به من بده
تا جشنِ موریانه‌ها، زمانی باقی نمانده!

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *