جادویِ صدا

 

.

 

اگر چند سال پیش دوستی کلیپ‌های مشابهی را برایم می‌فرستاد، شاید حتی زحمت نگاه کردنشان را به خودم نمی‌دادم!

دیروز غروب به محض دیدن گروه ارکستری، پای تلویزیون نشستم. دلم می‌خواست اجرایشان تا ابد ادامه داشته باشد.

به یک آن، از همه‌ی دغدغه‌ها و برنامه‌ها فاصله گرفتم. من ماندم و نوایی جادویی که جان می‌بخشید. من ماندم و قطعه‌ای از بهشت که بیشتر از جنس زمان بود تا مکان و لذتی که بیشتر شنیداری بود تا دیداری، روحی بود تا جسمی!

 

.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *