تنها راهِ ما…

٭تنها راهِ ما رفتن و رفتن و
پیوسته رفتن بود
در کور سوی نورِ جاده‌ای متروک
دل به راه سپردن بود!
تنها راهِ ما گسستن بود
شکستن بود
گذشتن بود و پیوسته
رفتن و رفتن و رفتن بود
تنها راهِ ما تاب آوردن بود

تاب آوردن!

٭گذشته
چون ماری زهرآگین در پی
حال
چه کنم، چه کنم‌هایِ پی در پی
آینده‌ اما
ققنوسی زخم خورده در خاکستر بود!

٭هیچ دردی فراموش نمی‌شود
هیچ دردی تمام نمی‌شود
دردها رشد می‌کنند و
در جایی دیگر از روح یا حتی جسم‌

ریشه می‌دوانند.
می‌بینی؟
دردها فقط تغیر شکل می‌دهند.
از نوعی به نوع دیگر
از شکلی به شکل دیگر
در هم تنیده با زمان
پیش می‌روند و
پیش می‌روند و
دردها برای همیشه پایسته می‌مانند.

٭من بودم
تو بودی
ما بودیم بی‌هم!

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *