بخشنده‌ترین معشوقِ دنیا

استاد بزرگ شعر سپید معاصر ایران همیشه می‌گوید:

((شعر حسودترین معشوق دنیاست.))

و من فکر می‌کنم برای من شعر در کنار حسودترین معشوق بودن، واقعی‌ترین، ناب‌ترین، بخشنده‌ترین و مهربان‌ترین معشوق دنیاست.

فارغ از اینکه نوشته‌هایم تا شعر خوب شدن فاصله دارند، اما عجیب است که برای هر قدمی که به سمتش برمی‌دارم، چند قدم به سمتم برمی‌دارد!

هرگز ناامید رهایم نکرده، هرگز بعد از حتی لحظه‌ای مصاحبت با او، دست خالی نبوده‌ام.

شعر برای کوچک‌ترین قدمی که در فضای خانه‌اش برداشته‌ام، چندین برابر مرا سیراب کرده، آرام کرده، حتی عاشق‌تر کرده!

((بی‌شک برای من شعر حسودترین و بخشنده‌ترین معشوق است. ))

به عزیزانی که در حوزه شعر فعالیت دارند و درگیر رقابت ناسالم هستند، فکر می‌کنم.

آیا واقعا شعر را درک کرده‌اند،

لمس کرده‌اند؟!

به نظر می‌رسد شعر کهکشانی لایتناهی‌ست که بزرگ‌ترین‌های جهان در بهترین شرایط، نهایتا به گوشه‌ای از سیاره‌ای کوچک از آن پا نهاده‌اند، جایگاه بقیه بماند. پس چرا اینهمه بُخل و حسد؟!

 

عکس:

سایه‌اش هم زیباست و دلم را بُرد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *