با تو حتی از مرگ نمی‌ترسم

آسمان
از بی‌ابر بودن می‌ترسد
زمین
از بی‌حاصل ماندن
دریا
از بی‌تحرک شدن
درخت‌
از بی‌سایه و ثمر بودن

من اما
از بی‌تو بودن، بی‌تو ماندن

بی‌تو نفس کشیدن،
بی‌تو زیستن
و بی‌تو مُردن واهمه دارم.
می‌بینی
با تو حتی از مرگ نمی‌ترسم؟!

ماهی
در موج‌های دریا تکرار می‌شود
آنگونه که تو در چشم‌های خیسِ من.
بلند می‌شوم و
به آبیِ نشسته در چشم‌های قناری در قفس زل می‌زنم

 

و به رویاهایم در دوردست‌ها

از پسِ نرده‌های بالکن.

آن آبیِ بی‌کرانِ بی‌تقدیر!

 

تصویر: حمیدرضا امیری

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *