باورم به تو

باورم به تو

به نازک دیوارِ واقعیت که خورد

همچو بشکه‌ای باروت

منفجر شد.

بگو حالا چه کسی و چگونه
دست و پاهای گمشده در این انفجار را
از سنگینیِ کابوسی چند هزار ساله
بیرون بکشد؟

کجا برویم؟

وقتی نورها گریخته‌اند

و به سینه‌ی سنگ‌ها پناه برده‌اند.

سایه‌ها عالم‌گیر شده‌اند و

جهان مُثُلی،

جهانی شده است

تاریک‌ و سیاه‌تر از جهان واقعی؟!

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *