باد هم نمی‌وزد دیگر!

بیایید
تبخیر و میعان و انجماد را
از چرخه‌ی آب در طبیعتِ سرزمین‌مان
حذف کنیم.
که حتی بارانِ اسیدی هم این روزها نمی‌بارد.

زمین آلوده است و
آسمان آلوده‌تر.
اشکِ چشم‌های زمین خشک شده و
نفس‌های آسمان به شماره افتاده.

شب‌ها

که داستان می‌گوییم برای کودکانمان
چشمشان که سنگین می‌شود،
سرفه‌های آسمان
خواب از سرشان می‌پراند و
ما می‌مانیم
که اسمِ سفیدبرفی را چگونه معنی کنیم
برای کودکانی که برف ندیده‌اند!

که برف نچشیده‌اند،

که دست‌هاشان از سرمای برف بی‌حس نشده،

و هیچ گوله‌ی برفی به پسِ سرشان نخورده و

ردی از تکه برفی که آب می‌شود، بر پوستشان به جا نمانده.

از زمستان
آسمانی خاکستری و ماسک در خاطراتشان می‌ماند.

و از تعطیلاتش حبسِ خانگی.

براستی کدام آتش را، کِی برافروخته‌اند
که اینگونه خاکسترش دنیا را گرفته.

چرا بادی خیال وزیدن ندارد
در این ظلمتکده؟!

 

تصویر:

تجسم جغرافیای ایران

به عنوان بخشی از فضای داخلی

هوش مصنوعی و فتوشاپ

از صفحه‌ حمیدرضا عدالت‌نیا

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *