اگرهای من…

.اگر کاری ذهنت را آرام می‌کند، انجامش بده.

.اگر کاری تو را به خودت نزدیک می‌کند و به خود شناسی‌ات می‌انجامد، بی‌معطلی انجام بده.

.اگر کاری به نظم ذهنی‌ات می‌انجامد، به تو برنامه می‌دهد، یا از برنامه‌هایت حمایت می‌کند، انجامش بده.

.اگر کاری به زندگی‌ات معنا می‌دهد، برایت دل‌خوشی هرچند کوچکی‌ست، انجامش بده.

.اگر کاری انجام میدهی و متوجه گذشت زمان نیستی، در آن افراط می‌کنی و قسمت‌هایی از آن لذت‌بخش است، انجامش بده.

.اگر کاری باعث می‌شود، درک عمیق‌تری از خودت و جهان اطرافت به دست آوری، حتی گذشته و اتفاق‌های گذشته را بهتر تجزیه تحلیل و معنادهی کنی، انجامش بده.

.اگر کاری می‌کنی که بعدترها می‌آیی می‌بینی‌ و نقاط قوت و ضعف گذشته و حتی حال و حتی اشتباه‌هایت را به تو یادآوری می‌کند، انجامش بده.

.اکر کاری می‌کنی که حتی یک درصد هم فکر می‌کنی چراغ راهی برای دیگران است، حتی در حدی که فکر کنند، پس این حس را فرد دیگری تجربه کرده و… انجامش بده.

.اگر کاری از تو نسخه‌ی بهتری می‌سازد، انسان عمیق‌تری، حتی شده بهای زیادی هم برایش پرداخت کنی، حتی اگر دیده نشود، ساعت‌ها برایش وقت بگذاری و… انجامش بده.

.اگر کاری داری که شامل این لیست می‌شود، برای انجام دادنش حتی لازم شد، بجنگ. مبارزه کن. گاهی همین کار بزرگ‌ترین انگیزه‌ات، بزرگ‌ترین دلیل ادامه دادنت و بزرگ‌ترین دل‌خوشی‌ات می‌شود. تو فقط بی‌توجه به آنچه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند، بلند شو و انجامش بده.

و این اگرها ادامه دارند…

موقعِ نوشتن این مطلب، صدای چارلز بوکوفسکی توی گوشم می‌پیچید!

شاید به خاطر مطلبی‌ست که در موردِ زمان‌های ننوشتن گفته و با ترجیع‌بند یکسان تکرار می‌شود.

عکاس ناشناس

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *