اندوه ترانه‌ای‌ست

٭اندوه
ترانه‌ای‌ست

نشسته بر کرانه‌ی چشمانت!

٭همچون جمله‌ای خواندنی در کتاب هایلایتت کردم
که به محض باز کردن چشمانم

تو را ببینمت!

٭می‌گویند:

بعضی دردها مقدس‌اند.
آنها نمی‌دانند
تو به مرحله‌ی الوهیت رسیده‌ای

برای من.
٭می‌گویند:
معنایی بیاب برای دردهایت.
مگر نمی‌دانند تو

هم دردی منی
هم معنایش؟!

٭می‌گویند:

بوسیدنِ چشم، دوری می‌آورد.

شاید در خواب

چشم‌هایش را بوسیده بود و

نمی‌دانست!

٭چشم‌های تو از دیار ابرند
من تک درختی
زیر باران‌های موسمی!

٭عشق
بارها غافلگیرت می‌کند
تو را به پرواز در می‌آورد
به اوج می‌رساند
یکدفعه به زمین می‌کوبد
و در اعماق اقیانوس به خاک می‌سپرد.

می‌بینی

عشق همیشه چیزی برای غافلگیر کردنت دارد؟!

٭عشق
همیشه اندوهی با خود دارد

به اندازه‌ی تمام دنیا
قلبی به تو می‌دهد بزرگ و
دست‌هایی از همه جا کوتاه‌!
قوی‌ات می‌کند

همچون شیری در بیشه‌زار و
بی‌دفاعت می‌کند
چون آهویی زخمی‌ای در انتظار…!

٭عشق قلبی را نشانه می‌گیرد
برای سفری بی بازگشت!

٭همانگونه که اشک‌ها زیر باران
گم می‌شوند
من در بی‌کرانی دست‌هایت
به یکباره ناپدید می‌شویم.

(اشک‌های زیر باران) برگرفته از فیلم بلید رانر.

٭به لحظه‌ای که در قاب عکس زندانی شده قسم که
زمان

بی‌رحم‌ترین مفهوم جهان است و
از دست دادن

تنهاترین دستاورد بشر!

 

٭نقاشی-خط اثر هنرمند فرشید فقیهی

نام اثر عشق

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *