اصطکاکِ روابط

لحظه‌های خوش و ناخوش زیادی تجربه کردیم.

بزرگ‌ترین درسی که در جمع‌های بزرگ گرفتم این بود که اصراری به حل هر مسئله‌ای نداشته باشم، برای حلِ بعضی مسائل نمی‌توان کاری کرد.

هر چقدر بیشتر سعی می‌کنی حلشان کنی، نتیجه‌ی معکوس می‌گیری. چرا که بزرگ‌تر می‌شوند.

انگار گرهی به گره‌های قبلی افزوده‌ای. اصلا قرار نیست همه چیز را عالی سر و سامان بدهی، گاهی باید بپذیری از دست تو کاری ساخته نیست. تو تلاشت را کرده‌ای ولی به جایی نرسیده و گویا نمی‌رسد.

پس به جای دستمالِ مداوم کشیدن روی لکه‌ای که روی تابلوی زندگی‌ات افتاده و کثیف و کثیف‌تر کردن تابلو، تمرکزت را جای دیگری از زندگی بگذار که نتیجه‌ی مثبتش به تو توان و انرژی مضاعف بدهد، نه توانت را بگیرد.

 

می‌گویند سنگی را که نمی‌توانی حرکت دهی به آن تکیه بزن.

واقعیت اینجاست که به بعضی سنگ‌ها حتی نمی‌توان تکیه داد، چنان ناامن هستند و با لبه‌های تیز.

درستش این بود که خیلی قبل‌تر از اینها راهم را عوض می‌کردم تا اینهمه سال چنین بار سنگینی را به دوش نکشم. باری که مجبور به حملش نبودم.

اما حالا که دیگر کار از کار گذشته. و امیدوارم هرگز به این نتیجه نرسم که این مسیر ارزش آنهمه سختی را نداشت.

آنچه مسلم است اینکه باید دست‌اندازهای مسیر را ببینی و تا می‌توانی دُورشان بزنی.

درس دیگری که گرفتم این بود:

اصطکاکِ روابط، حتی نزدیک‌ترین آنها نباید انرژی و توان تو را از بین ببرد.

تو کاری که فکر می‌کنی درست است را با آرامش انجام بده.

با گذاشتن وقت و انرژی و شور و اشتیاقت آنجا که نباید، نه تنها شرایط بهتر نمی‌شود که به شدت افت هم می‌کند.

تا زمانی که کسی خودش نیاز به تغییر را حس نکند، تلاش برای ایجاد تغییر، نوعی خودکشی است.

تو راه خودت را برو، فضا و جَو را در حد توانت، نه بیشتر از آن که میانه‌ی راه کم بیاوری، عالی نگه دار.

یادت باشد هیچ آرامشی با جنگیدن بدست نمی‌آید. چرا که راهی که رفته‌ای با هدف متناقض است.

جبران خلیل جبران می‌گوید:

((هیچ وقت برای فهمیده شدن فریاد نزنید، آنکه شما را بفهمد صدای سکوتتان را بهتر می‌شنود.))

گاهی می‌جنگی که رها شوی تا به آرامش نسبی بعدش برسی، گاهی تلاش می‌کنی تا همان شرایط را بهتر کنی ولی گاهی می‌جنگی، یعنی بیشتر از حد توانت مایه می‌گذاری تا آرامشی که باید را بسازی، حتی به مشاجره می‌رسی! و اینجاست همان بی‌راهه…

چرا که تو دیگر همان خود اولیه‌ات نیستی، حالا فرسنگ‌ها فاصله داری از آرامش درونت.

 

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *