از همه چیز اندکی باقی می‌ماند… کارلوس دروموند آندراده

٭از همه‌ چيز تنها اندكي مي‌ماند.

از پل بمباران‌ شده مخروب،

از تيغه‌هاي چمن،

از بسته خالي سيگار،

اندكي باقي ماند.

از همه‌ چيز اندكي مي‌ماند.

اندكي از چانه تو،

در چانه دخترت باقي مي‌ماند.

شیشه‌ی لوسیون را باز کن

و رد خاطرات بی‌رحم را

نرم کن.

 

٭کارلوس، آرام بگیر
عشق همین است که می‌بینی:
امروز بوسه، فردا بی‌بوسه
پس فردا، یکشنبه است و
هیچ کس نمی‌داند حکایت دوشنبه چیست.
نه جان سختی ثمری دارد، نه خودکشی.
اما خود را نکُش، خود را نکُش.
تمام و کمال، خود را نگهدار برای عروسی
گیرم کسی نداند آیا و کی خواهد بود.

پسرم کارلوس

((کارلوس دروموند آندراده))

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط
آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *